دلنوشته ای از زائری دلشکسته

چقدر زود گذشت . . .. 

 

پس سالها دوری و با دلی پر از حرف آمدم ولی ثانیه ها مجال سخن گفتن را به من ندادند تا باز هم دلم در حسرت دیدار یار بماند . 

 

چقدر زود گذشت . . .. 

 

لحظه هایی که سالها انتظارش را می کشیدم .

 

چقدر زود گذشت . .. ..

 

لحظه هایی که در صحن های زیبای شما قدم بر بال فرشتگان میگذاشتم .

 

دلم را به پنجره فولاد گره کردم تا همیشه یادم باشد که تکه ای از وجودم در قطعه ای از بهشت جا مانده است ... .. .

 

دوباره باز خواهم گشت به جایی که دلم آنجاست  

فایل های ضمیمه شده

3.jpg


لطفا نظرات ارزشمند خود را در کادر زیر وارد نمایید